گسترهٔ موضوعیتاریخ

ابوعلی بن محمد بن سوری (حدود ۴۲۰ ق)

۱۶ دلو ۱۴۰۲۳ دقیقه مطالعه۰ بازدید
اشتراک بگذارید
ایکسواتساپفیسبوکایمیل
ابوعلی بن محمد بن سوری (حدود ۴۲۰ ق)
از امرای سلسلۀ غوریان
مؤلف:‌ محسن شریفی
جلد اول، ویراست دوم

ابوعلی فرزند بزرگ امیر محمد سوری بود. پس از اینکه پدرش از سلطان محمود غزنوی شکست خورد، دستگیر و روانه غزنین شد. پدرش نتوانست بار سنگین اسارت را تحمل کند و با زهری که در نگین انگشترش مخفی کرده بود، خودکشی کرد. سلطان محمود حکومت غور را به ابوعلی واگذار کرد (جوزجانی، ۱۳۶۳، ج ۱: ۳۳۰؛ ابن‌اثیر، ۱۹۶۵، ج ۹: ۲۲۲).‏

جوزجانی از او به عنوان فردی نیکوسیرت و با اخلاق و معتقد به دین اسلام یاد می‌کند که در ایام امارت پدرش بر غور و جبال مندیش،‌ در میان غوریان محبوبیت زیادی داشته است. اگرچه پدرش در برابر امیر سبکتگین و سلطان محمود غزنوی سرکشی و تمرد می‌کرد، امیر ابوعلی با دربار غزنین مراوده و مکاتبه داشت و اظهار دوستی می‌کرد (جوزجانی، ۱۳۶۳، ج ۱: ۳۳۰؛ مبین، ۱۳۸۲: ۳۳‌).

امیر ابوعلی به دلیلِ داشتن رابطۀ حسنه با غزنویان، مشکل خارجی نداشت و قلمروش در امنیت داخلی نسبی بود. از این‌رو، بیشتر ایام امارت خود را به عمران و آبادی سرزمین غور گذراند و به بنا کردن مساجد و مدارس و دیگر بناهای عام‌المنفعه پرداخت و برای هزینه‌های آن‌ها موقوفاتی تعیین کرد. در دورۀ او غوریان در رفاه و امنیت به سر می‌بردند (فروغی ابری، ۱۳۹۱: ۲۱). به روایت منابع تاریخی، او نسبت به مردم به نیکویی رفتار می‌کرد و به علما، عباد و زهاد احترام خاص می‌گذاشت و اجناسی چون جوشن، زره، خود و شمشیر به عنوان مالیات سالانه به دربار غزنین می‌پرداخت. در دورۀ او اسلحه‌سازی غور در آسیای میانه شهرت داشت (حبیبی غوری، ۱۳۹۰: ۱۱۰).

ظاهراً ابوعلی تا عهد سلطان مسعود غزنوی در غور حکومت می‌کرده است و احتمالاً سلطانِ غزنین به سبب گرفتاری‌هایی که در هندوستان و خراسان داشته، کمتر به غور توجه می‌کرده است (فروغی ابری، ۱۳۹۱: ۲۱).

برادر ابوعلی، شیش (شیث) بن محمد در سایۀ حمایت او در غور زندگی می‌کرد. پسر شیش (شیث) به نام عباس که فردی شجاع و نترس بود، به مخالفت با کاکای خود ابوعلی برخاست و او را دستگیر کرد و سرزمین غور را به تصرف خویش درآورد (جوزجانی، ۱۳۶۳، ج ۱: ۳۳۰؛ مستمند غوری، ۱۳۸۷: ۴۱). علت مخالفت عباس با کاکایش، روابط خوب و حسنۀ ابوعلی با غزنویان بود. بسیاری ابوعلی را دست‌نشاندۀ سلطان محمود می‌دانستند و این امر خلاف طرز تفکر و وضع آن روز غوریان بود که به هیچ عنوان حاضر به اطاعت از غزنویان نبودند. از همین رو، با مرگ سلطان محمود و روی کار آمدن سلطان مسعود، زمینۀ مخالفت عباس علیه ابوعلی فراهم شد و عباس پس از غلبه بر او، هرگز حاضر به اطاعت از دربار غزنویان نشد (پژواک، ۱۳۴۵: ۱۱۶).

منابع: ابن اثیر، عز الدین أبو الحسن على بن ابى الکرم (۱۹۶۵). الکامل فی التاریخ. جلد ۹. بیروت: دارالصادر؛ پژواک، عتیق‌الله. (۱۳۴۵). غوریان. کابل: انجمن تاریخ افغانستان؛ جوزجانی، منهاج‌الدین سراج. (۱۳۶۳). طبقات ناصری. جلد ۱. تهران: دنیای کتاب؛ حبیبی غوری، نثار احمد. (۱۳۹۰). امپراطوری غوری‌ها. بی‌جا: بنیاد فرهنگی جهانداران غوری؛ فروغی ابری، اصغر. (۱۳۹۱). تاریخ غوریان. تهران: سمت؛ مبین، ابوالحسن. (۱۳۸۲). سرگذشت غوریان. تهران: مؤسسۀ فرهنگی اهل قم؛ مستمند غوری، قاضی غوث الدین. (۱۳۸۷). تاریخ مختصر غور. هرات: مولوی‌زاده.

دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...