شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان (Revolutionary Council of the Islamic Union of Afghanistan) در ۱۵ سنبله ۱۳۵۸ خورشیدی در ولسوالى ورس ولایت بامیان با صدور قطعنامۀ ده/ یازده مادهای اعلام موجودیت کرد (دولتآبادی، ۱۳۷۱: ۳۳۰). بصیر احمد دولتآبادی مینویسد: «[ در آن زمان] شورای اتفاق، بزرگترین و قدرتمندترین حزب سیاسی هزارهجات به حساب میرفت که به شکل یک حکومت درآمده بود (۱۳۷۱: ۳۳۰)».
محمدباقر مصباحزاده مینویسد: «شوراى اتفاق به دليل آن كه فراگیر و نسبتاً مردمى بود، در تأسیس و شکلگیری آن در مرحلۀ اول» جناحهای مختلف چون «خوانين و اربابها»، «مغوليستها»، «ملاهای سنّتی»، «طلبههاى جوان و مخالف خوانين (مير، ارباب، بيگ) و حامی انقلاب اسلامى ايران» نقش داشتهاند(۱۳۹۰: ۲۷۴ تا ۲۸۵)»
شورای اتفاق ازجمله معدود احزابی بود که در داخل افغانستان به وجود آمده بود. محمدحکیم صمدی جاغوری، دربارۀ تشکیل آن میگوید، بعد از اینکه مردم برخی ولسوالیهاى هزارهجات را در سال ١٣٥٨ از کنترل دولت دمکراتیک خلق افغانستان بیرون کردند، او ارسال نامههایی را به تمام هزارهجات آغاز کرده و مردم را برای یک گردهمایی در ورس دعوت کرده است (اعتمادی، ۱۳۷۹، ش ۲۲۵: ۳). گردهمایی بعد از جلسات مقدماتی، با حضور حدود ۲۰۰ نفر از مناطق مختلف هزارهجات در برج سنبله ۱۳۵۸ برگزار شد. به گفتۀ صمدی جاغوری «قطعنامه در چند صد نسخه تکثیر شد و اسامی صد و چند» تن از شرکتکنندگان در گردهمایی، در آن آمده بود (اعتمادی، ۱۳۷۹، ش ۲۲۵: ۳).
ترکیب انتصابهای شورا در زمان تأسیس آن، به این صورت بود: سيد على بهشتی، رئيس شورا؛ محمدحكيم صمدى، معاون او؛ محمدحسين ناصرى، مشاور عمومى؛ عبدالصمد اکبری در پاکستان، وزير خارجه؛ نادرعلی مهدوی در ایران، نماینده دوم؛ جگرن سيد حسن غزنوى، مسئول عمومى نظامى؛ كربلايى عبدالعلى جاغوری، مسئول اقتصاد؛ صادقى نيلى، معاون دوم شورا؛ سيد احمد احسانى، مسئول فرهنگى؛ و سيدجواد عارفى، رئيس كميسيون قضا (دولتآبادی، ۱۳۷۱: ۳۳۵).
در قطعنامۀ شورای اتفاق این موارد آمده بود:
۱. ادغام شورای اسلامی تنظیم و ارتباط عمومی در شورای انقلابی اتفاق اسلامی و واگذاری رهبری انقلاب به این شورا تا پیروزی نهایی؛
۲. اخطار به شوروی برای خروج کارکنان خود از افغانستان و خودداری از دخالت در امور داخلی کشور؛
۳. لغو هشت فرمان «رژیم کمونیستی» به دلیل نداشتن مبنای اسلامی و مردمی؛
۴. درخواست حمایت کشورهای اسلامی، کشورهای صلحدوست و سازمان ملل متحد از مجاهدان افغانستان و تقاضای کمکهای مادی و معنوی بدون قید و شرط؛
۵. فراخوان به احزاب اسلامی و «مجاهدان» برای اتحاد و فشردهتر کردن صفوف مبارزه علیه «رژیم کمونیستی»؛
۶. هشدار درباره تبلیغات تفرقهافکنانه دولت و منابع داخلی و خارجی و تلاش دشمن برای ایجاد اختلاف مذهبی، زبانی، نژادی و مانند آن در میان «مجاهدان»؛ و تأکید بر «جهاد» تا پیروزی نهایی؛
۷. ادارهٔ مناطق مرکزی افغانستان تا پیروزی کامل انقلاب اسلامی، زیر نظر تشکیلات اداری شورای انقلابی اتفاق اسلامی و در همبستگی با «مجاهدان» سراسر کشور؛
۸. تأسیس «جامعهٔ توحیدی بر پایهٔ عدالت اجتماعی و جمهوری اسلامی واقعی پس از نابودی کامل رژیم کمونیستی»؛
۹. فراخوان به افسران و نیروهای زمینی و هوایی ارتش افغانستان برای پیوستن به مجاهدان و مبارزه با رژیم؛
۱۰. فراخوان به کارمندان دولت، کارگران، دانشآموزان، دانشجویان، استادان و دیگر مسلمانان برای پیوستن به مجاهدان؛
۱۱. اعلام حمایت کامل از استقلال و تمامیت ارضی افغانستان (دولتآبادی، ۱۳۷۱: ۳۳۶ و ۳۳۷).
عارف مینویسد: «دو ماه بعد از تشکیل شورا، دفاتر تمام ولسوالىها فعاليت خود را آغاز کردند. مسئولين ملكى مانند رئيس حوزه، مسئول نظامى، قومندان امنيه و مأمور ماليه رسماً از طرف شورا مقرر شده بودند (عارف، ۱۳۹۰: ۲۲۵)».
محمدحسین ناصری، عضو شورا، در مصاحبهای با رادیو پاکستان در ۱ ثور ۱۳۶۰ گفته بود: «اين شورا از پشتيبانى پنج ميليون نفوس برخوردار است». در تشكيلات شورا، هزارهجات به هفت ولايت و چهل/ سیو نه ولسوالى تقسیم شده بود (اعتمادی، ۱۳۷۹، ش ۲۲۶: ۳). ولایتها و ولسوالیهایی را که شورای اتفاق کنترل میکرد، عبارت بودند از: ولایت غزنی (١. جاغورى؛ ٢. مالستان؛ ۳. ناهور؛ ۴. قره باغ؛ ۵. جيغتو؛ ۶. خواجه میری)؛ ولایت هلمند (بغران)؛ ولایت ارزگان (۱. دایكندى؛ ۲.شهرستان؛ ۳.گیزاب؛ ۴. کجران)؛ ولایتمیدان ( ۱. بهسود؛ ۲. مركز بهسود؛ ۳. دایمیرداد)؛ ولایت بغلان (تاله و برفک)؛ ولایت بامیان (۱. ورس؛ ۲. پنجاب؛ ۳. یکهاولنگ؛ ۴. کهمرد و سیغان؛ ۵. شیبر)؛ ولايت غورات (۱. لعل و سرجنگل؛ ۲. پسابند)؛ ولایت سمنگان: (۱. رویدوآب؛ ۲. پسبند؛ ۳. پشتبند؛ ۴. درہصوف؛ ولایت پروان (۱. لولنج؛ ۲. شيخعلى)؛ ولایت جوزجان (۱. بلخاب؛ ۲. سريل)؛ ولایت بلخ (چارکنت) (اعتمادی، ۱۳۷۹، ش ۲۲۵: ۳).
محمدامین عارف مینویسد: «تمام ولسوالیها به نام حوزات اسلامی نامگذاری شد که هر حوزه دارای يک رئيس حوزه، قوماندان امنيه، مأمور ماليه و قاضى محكمه بود. هر حوزه مُهرمخصوص داشت كه از طرف شورا تهیه میشد. مصارفات حوزه از مالیات اسلامی جمعآوری و تهیه میشد (عارف، ۱۳۹۰: ۱۹۳ و ۱۹۴)».
با اینکه شورای اتفاق در داخل افغانستان تشکیل شد؛ اما کمی بعد از ایجاد آن، اتحادیه مجاهدين در مصاحبهای با بیبیسی مدعی شد که این اتحاديه، شورا را به وجود آورده است. همچنین محمدعیسی غرجستانی نوشته است که شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان «به ارتباط اعضای اتحادیه مجاهدین به وجود آمد که در اوایل تمام هزارهجات را در اختیار داشت» (دولتآبادی، ۱۳۷۱: ۳۳۰ به نقل غرجستانی، بیتا: ۱۳ تا ۱۵). همچنین بعد از اعزام هیئتی از طرف شورا به ایران، از طريق راديو تهران ایجاد شورا «مرحلۀ دیگر از تشکیل جبهه آزادیبخش اعلان کردید»(اعتمادی، ۱۳۷۹، ش ۲۲۵: ۳).
شورا دفاتر زیادی در ایران و پاکستان داشت. طبق نظر خسروشاهی، شوراى اتفاق اسلامى جزء «ائتلاف هشتگانۀ سازمانهاى اسلامى افغانىهاى مقیم جمهوری اسلامی ایران نبود» (۱۳۷۰: ۵۷ و ۵۸).
در ايران جزوهای علیه شورای انقلابی اتفاق اسلامی افغانستان «بهعنوان شورای اتفاق در دادگاه تاريخ از طرف روحانيون علیه شورا بیرون داده شد» (دولتآبادی، ۱۳۷۱: ۳۳۰). این جزوه را «دفتر حمایت از نهضت اسلامی افغانستان» در تهران با توجه تاریخ درجشده در آخرین صفحۀ آن، در سال ۱۳۶۳ منتشر کرده بود (شورای اتفاق در دادگاه تاريخ، ۱۳۶۳: ۱ تا ۴۵). خسروشاهی در این باره مینویسد: شورا شعب و دفاتر خود را در ايران بعد از «اخلالگریهای منافقین» تعطيل كرد (۱۳۷۰: ۵۷ و ۵۸).
شورای اتفاق ۱۰ سال فعالیت داشته و با پیوستن به حزب وحدت اسلامی افغانستان منحل شده است. عوضعلی اعتمادی دربارۀ انحلال شورای اتفاق مینویسد: با تشكيل حزب وحدت اسلامى منازعات داخلى شورا با سازمان نصر افغانستان وپاسداران جهاد اسلامی افغانستان طى قطعنامه مورخ ۱۰ اسد ۱۳۶۸ ختم شد و با رفتن محمد اكبرى نزد سید علی بهشتی در خوات، نامبرده به تخت ورس بازگشت و با قبول شش نفر در شوراى مركزى و عضويت بهشتی در شوراى عالی نظارت، شوراى انقلابى اتفاق اسلامی رسماً منحل اعلام شد (اعتمادی، ۱۳۷۹، ش ۲۲۶: ۳).
شورای اتفاق نشریهای به نام توحید داشت و به گفته آقای دولتآبادی، او شمارہهای اول ودوم (برج قوس وجدی سال ١٣٥٩) آن را در اختیار داشته است (دولتآبادی، ۱۳۷۱: ۳۳۰).
مؤلف: پروین ولیزاده
تبصره: عکس برگرفته از کتاب شناسنامه احزاب و جريانات سياسى افغانستان نوشتۀ بصیراحمد دولتآبادی
منابع
اعتمادی، عوضعلی. (۱۳۷۹). «احزاب افغانستان از ظهور تا افول». بنیاد وحدت. سال ششم. شمارۀ مسلسل ۲۲۵ و ۲۲۶ . ص ۳؛
خسروشاهی، سید هادی. (۱۳۷۰). نهضتهای اسلامی افغانستان، چاپ اول. تهران: دفتر مطالعات سياسى وبينالمللى، وابسته به وزارت امور خارجة جمهوری اسلامی ایران
دولتآبادى، بصيراحمد. (۱۳۷۱). شناسنامه احزاب و جريانات سياسى افغانستان. چاپ اول. بینا: مؤلف.
عارف، سید محمدامین. (۱۳۹۱). هزارهجات قلب افغانستان. چاپ دوم. کابل: سعید؛
غرجستانی، محمدعیسی. (بیتا). مبارزات هزارهها در بيست سال اخير افغانستان. کویته: شورای فرهنگی اسلامی افغانستان.
مصباحزاده، سید محمدباقر. (۱۳۹۰). شیعیان افغانستان؛ گروهها و گرفتاریها. کابل: سعید؛
دفتر حمایت از نهضت اسلامی افغانستان. (۱۳۶۳). شورای اتفاق در دادگاه تاريخ. تهران.



در حال بارگذاری دیدگاهها...